تبلیغات
تفسیر موضوعی قرآن - داستان مثل یک وجب روغن روی آش
به نام خدا

نتیجه تصویری برای آشی برایت بپزم که یک وجب روغن رویش باشد.
مسیر انتخابی 1:قسمت موضوعات وبلاگ:انقلاب اسلامی ایران،شرح متن کتاب انقلاب اسلامی ایران،فصل سوم، ص 54-مطلب:ناصرالدین شاه،داستان مثل یک وجب روغن روی آش
مسیر انتخابی 2:قسمت موضوعات وبلاگ:داستان-مطلب:داستان مثل یک وجب روغن روی آش
حتما این ضرب المثل رو خیلی شنیدید:
«آشی برات بپزم که یک وجب روغن روش باشه.»اگه میخوای بدونی این ضرب المثل از کجا اومده داستان زیر رو که از سایت پندآموز گرفتم بخون:
ناصرالدین شاه سالی یک بار آش نذری می پخت و خودش در مراسم پختن آش حضور می یافت تا ثواب ببرد. رجال مملکت هم برای تهیه آش جمع می شدند و هر یک کاری انجام می دادند. خلاصه هر کس برای تملق وتقرب پیش ناصرالدین شاه مشغول کاری بود. خود شاه هم بالای ایوان می نشست و قلیان می کشید و از بالا نظاره گر کارها بود. سر آشپزباشی ناصرالدین شاه در پایان کار دستور می داد به در خانه هر یک از رجال کاسه آشی فرستاده می شد و او می بایست کاسه آن را از اشرفی پر کند و به دربار پس بفرستد
کسانی را که خیلی می خواستند تحویل بگیرند روی آش آنها روغن بیشتری می ریختند. پرواضح است آنکه کاسه کوچکی از دربار برایش فرستاده می شد کمتر ضرر می کرد و آن که مثلا یک قدح بزرگ آش که یک وجب روغن رویش ریخته شده دریافت می کرد حسابی بدبخت می شد.  به همین دلیل در طول سال اگر آشپزباشی با یکی از اعیان یا وزرا دعوایش می شد به او می گفت بسیار خوب بهت حالی می کنم دنیا دست کیه... آشی برایت بپزم که یک وجب روغن رویش باشد.
 



طبقه بندی: انقلاب اسلامی ایران،  داستان، 
برچسب ها: داستان مثل یک وجب روغن روی آش، داستان های آموزنده، ناصرالدین شاه، آش نذری، شرح متن کتاب انقلاب اسلامی ایران فصل سوم ص 54،  

تاریخ : یکشنبه 1 اسفند 1395 | 11:52 ب.ظ | نویسنده : علی محمد بهزادی نژاد | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
نمایش نظرات 1 تا 30
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • دانلودیوم