تبلیغات
تفسیر موضوعی قرآن - پاسخ مسابقه شماره 8-جزء هشتم قرآن

به نام خدا

با سلام به توفیق الهی هشتمین مسابقه قرآنی ویژه دانشجویان عزیز در ترم مهر 96 با استقبالی خوب به پایان رسید.ضمن تشکر از دانشجویانی که دراین مسابقه شرکت کردند،این عزیزان می تونند برای دیدن پاسخ مسابقه به ادامه مطلب مراجعه کنند:


 

سوال مسابقه شماره 8-جزء هشتم قرآن

الف)فرمان های دهگانه که اصول مشترک همه ادیان آسمانی به ویژه اسلام است،در چه سوره ای و کدام آیات بیان شده است؟(نام سوره و شماره آیات مد نظر است)

ب)هنگامی که پیامبر(ص) این آیات را برای دو نفر از سران مدینه خواند، آنان مسلمان شده و از پیامبر(ص) درخواست مبلّغ کردند.پیامبر چه کسی را به عنوان مبلّغ، همراه آنان به مدینه فرستاد؟

(پاسخ این سوال دو قسمتی است وهرقسمت یک نمره دارد.)

 

پاسخ مسابقه شماره 8-جزء هشتم قرآن

پاسخ الف)سوره أنعام،آیات 151 تا 153                    پاسخ ب)مصعب بن عُمیر

توضیح: سوره أنعام، آیات 153-151 :

« قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَیْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِیَّاهُمْ وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (151) وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْیَتِیمِ إِلاَّ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَ أَوْفُوا الْكَیْلَ وَ الْمِیزانَ بِالْقِسْطِ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى‏ وَ بِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (152) وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (153)

ترجمه:

151- بگو بیائید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده است برایتان بخوانم: اینكه چیزى را شریك خدا قرار ندهید، و به پدر و مادر نیكى كنید، و فرزندانتان را از (ترس) فقر نكشید، ما شما و آنها را روزى مى ‏دهیم، و نزدیك كارهاى زشت و قبیح نروید چه آشكار باشد چه پنهان، و نفسى را كه خداوند محترم شمرده به قتل نرسانید، مگر به حق (و از روى استحقاق) این چیزى است كه خداوند شما را به آن سفارش كرده، تا درك كنید.

152- و به مال یتیم جز به نحو احسن (و براى اصلاح) نزدیك نشوید تا به حد رشد برسد، و حق پیمانه و وزن را به عدالت ادا كنید، هیچكس را جز به مقدار توانایى تكلیف نمى ‏كنیم، و هنگامى كه سخنى مى‏ گوئید عدالت را رعایت نمائید حتى اگر در مورد نزدیكان بوده باشد، این چیزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مى‏كند تا متذكر شوید.

153- و اینكه این راه مستقیم من است از آن پیروى كنید و از راههاى مختلف (و انحرافى) پیروى نكنید كه شما را از راه حق دور مى ‏سازد، این چیزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مى‏ كند تا پرهیزگار شوید.

تفسیر: فرمانهاى دهگانه!

این سه آیه اشاره به اصول محرمات در اسلام كرده و گناهان كبیره ردیف اول را ضمن بیان كوتاه و پر مغز و جالبى در ده قسمت بیان مى ‏كند.

1-" اینكه هیچ چیز را شریك و همتاى خدا قرار ندهید" (أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً).

2-" نسبت به پدر و مادر نیكى كنید" (وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً).

3-" فرزندان خود را به خاطر تنگدستى و فقر نكشید" (وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ).

زیرا روزى شما و آنها همه به دست ما است و ما همه را روزى مى‏ دهیم (نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِیَّاهُمْ).

4-" به اعمال زشت و قبیح نزدیك نشوید، خواه آشكار باشد، خواه پنهان"  یعنى نه تنها انجام ندهید بلكه به آن هم نزدیك نشوید (وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ).

5-" دست به خون بى ‏گناهان نیالائید و نفوسى را كه خداوند محترم شمرده و ریختن خون آنها مجاز نیست به قتل نرسانید مگر اینكه طبق قانون الهى اجازه قتل آنها داده شده باشد" (مثل اینكه قاتل باشند) (وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ).

6-" هیچگاه جز به قصد اصلاح، نزدیك مال یتیمان نشوید، تا هنگامى كه به حد بلوغ برسند" (وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْیَتِیمِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ‏).

7-" كم ‏فروشى نكنید و حق پیمانه و وزن را با عدالت ادا كنید"، (وَ أَوْفُوا الْكَیْلَ وَ الْمِیزانَ بِالْقِسْطِ).

8-" به هنگام داورى یا شهادت و یا در هر مورد دیگر سخنى مى گوئید عدالت را رعایت كنید و از مسیر حق منحرف نشوید، هر چند در مورد خویشاوندان شما باشد و داورى و شهادت به حق به زیان آنها تمام گردد" (وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى‏).                       

 9-" به عهد الهى وفا كنید و آن را نشكنید" (وَ بِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا).

10-" این راه مستقیم من، راه توحید، راه حق و عدالت، راه پاكى و تقوا است از آن پیروى كنید و هرگز در راههاى انحرافى و پراكنده گام ننهید كه شما را از راه خدا منحرف و پراكنده مى‏ كند و تخم نفاق و اختلاف را در میان شما مى ‏پاشد" (وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِیلِهِ).

******************************

چگونه این چند آیه چهره مدینه را تغییر داد؟!

در بحار الانوار و همچنین در كتاب" اعلام الورى" داستان جالبى دیده مى‏ شود كه از تاثیر فوق العاده آیات فوق در نفوس شنوندگان حكایت مى‏ كند و ما این جریان را طبق نقل بحار الانوار از على بن ابراهیم به طور خلاصه ذیلا مى ‏آوریم:

" اسعد بن زراره" و" ذكوان بن عبد قیس" كه از طایفه" خزرج" بودند، به مكه آمدند در حالى كه میان طایفه" اوس" و" خزرج" جنگ طولانى بود و مدتها شب و روز سلاح بر زمین نمى‏ گذاشتند، و آخرین جنگ آنها روز" بعاث" بود كه در آن جنگ طایفه اوس بر خزرج پیشى گرفت، به همین جهت اسعد و ذكوان به مكه آمدند تا از مردم مكه پیمانى بر ضد طایفه اوس بگیرند، هنگامى كه به خانه" عتبة بن ربیعه" وارد شدند و جریان را براى او گفتند در پاسخ گفت:

شهر ما از شهر شما دور است، مخصوصا گرفتارى تازه ‏اى پیدا كرده ‏ایم كه ما را سخت به خود مشغول داشته،" اسعد" پرسید چه گرفتارى؟ شما كه در حرم امن زندگى دارید.

" عتبه" گفت: مردى در میان ما ظهور كرده كه میگوید: فرستاده خدا هستم! عقل ما را ناچیز مى‏ شمرد و به خدایان ما بد مى‏ گوید، جوانان ما را فاسد و اجتماع ما را پراكنده نموده است!" اسعد" پرسید این مرد چه نسبتى به شما دارد؟ گفت: فرزند عبد اللَّه بن عبد المطلب و اتفاقا از خانواده‏ هاى شریف ما است.

" اسعد" و" ذكوان" در فكر فرو رفتند و به خاطرشان آمد كه از یهود مدینه مى‏ شنیدند به همین زودى پیامبرى در مكه ظهور خواهد كرد، و به مدینه هجرت خواهد نمود.

" اسعد" پیش خود گفت: نكند این همان كسى باشد كه یهود از او خبر مى ‏دادند.

سپس پرسید او كجاست؟

" عتبه" گفت: در حجر اسماعیل كنار خانه خدا هم اكنون نشسته است آنها در دره‏اى از كوه محاصره هستند و تنها در موسم" حج" و عمره ماه رجب آزادى مى ‏یابند، و وارد جمعیت مى ‏شوند ولى من به تو توصیه مى ‏كنم به سخنان او گوش مده و یك كلمه با او حرف مزن كه او ساحر غریبى است.

- و این در ایامى بود كه مسلمانان در شعب ابى طالب محاصره بودند.

" اسعد" رو به" عتبه" كرد و گفت پس چه كنم؟ محرم شده ام و بر من لازم است كه طواف خانه كعبه كنم، تو به من مى ‏گویى به او نزدیك نشوم؟!" عتبه" گفت: مقدارى پنبه در گوشهاى خود قرار بده تا سخنان او را نشنوى! اسعد وارد مسجد الحرام شد، در حالى كه هر دو گوش خود را با" پنبه" سخت بسته بود، و مشغول طواف خانه كعبه شد در حالى كه پیامبر ص با جمعى از بنى هاشم در حجر اسماعیل در كنار خانه كعبه نشسته بودند.

او نگاهى به پیامبر ص كرد و به سرعت گذشت، در دور دوم طواف با خود گفت: هیچكس احمقتر از من نیست!، آیا مى ‏شود یك چنین داستان مهمى در مكه بر سر زبانها باشد و من از آن خبرى نگیرم و قوم خود را در جریان نگذارم؟!، به دنبال این فكر، دست كرد پنبه ‏ها را از گوش بیرون آورد و به دور افكند و در جلو پیغمبر ص قرار گرفت و پرسید به چه چیز ما را دعوت مى كنى؟

پیامبر ص فرمود: به شهادت به یگانگى خدا و اینكه من فرستاده اویم و شما را به این كارها دعوت مى ‏كنم و سپس آیات سه ‏گانه، فوق كه مشتمل بر دستورات دهگانه بود تلاوت كرد.

هنگامى كه اسعد این سخنان پر معنى و روح پرور را كه با نهاد و جانش آشنا بود شنید، به كلى منقلب شد و فریاد زد اشهد ان لا اله الا اللَّه و انك رسول اللَّه.

اى رسول خدا پدر و مادرم فداى تو باد، من اهل یثربم، از طایفه خزرجم، ارتباط ما با برادرانمان از طایفه اوس بر اثر جنگهاى طولانى گسسته، شاید خداوند به كمك تو این پیوند گسسته را برقرار سازد.

اى پیامبر! ما وصف ترا از طایفه یهود شنیده بودیم و همواره ما را از ظهور تو بشارت مى ‏دادند و ما امیدواریم كه شهر ما" هجرتگاه" تو گردد، زیرا یهود از كتب آسمانى خود چنین به ما خبر دادند، شكر مى ‏كنم كه خدا مرا به سوى تو فرستاد، به خدا سوگند جز براى بستن پیمان جنگى بر ضد دشمنان به مكه نیامده بودم، ولى خداوند مرا به پیروزى بزرگترى نائل كرد.

سپس رفیق او" ذكوان" نیز مسلمان شد و هر دو از پیامبر ص تقاضا كردند مبلّغى همراه آنها به مدینه بفرستد تا به مردم تعلیم قرآن دهد و به اسلام دعوت نماید و آتش جنگها خاموش گردد، پیامبر ص" مصعب بن عمیر" را همراه آنها به مدینه فرستاد و از آن زمان پایه ‏هاى اسلام در مدینه گذاشته شد و چهره مدینه دگرگون گشت.

ر.ک:تفسیر نمونه، ج‏6، ص: 38-29

*******************************************




طبقه بندی: مسابقه قرآنی، 
برچسب ها: مسابقه قرآنی شماره هشت، جزء هشتم قرآن، سوره اعراف، سوره انعام، فرمان های دهگانه،  

تاریخ : جمعه 6 بهمن 1396 | 12:23 ب.ظ | نویسنده : علی محمد بهزادی نژاد | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • دانلودیوم