تبلیغات
تفسیر موضوعی قرآن - مطالب اسفند 1395
به نام خدا

نتیجه تصویری برای هرودوت
مسیر انتخابی 1:قسمت موضوعات وبلاگ:تاریخ تحلیلی صدر اسلام،شرح متن کتاب تاریخ تحلیلی صدر اسلام،فصل اول ص 17-مطلب: هرودوت(پدر تاریخ)
مسیر انتخابی 2:قسمت موضوعات وبلاگ:آشنایی با شخصیت ها -مطلب: هرودوت(پدر تاریخ)
دراین پست با هرودوت پدر تاریخ جهان آشنا می شوید.ابتدا نگاهی گذرا به زندگی هرودوت می اندازیم و در آخر جهت معرفی کامل تر این شخصیت و اینکه اگر می خواهیدآداب و رسوم ایرانیان دوران هخامنشی را از زبان هرودت بشنوید،به ادامه مطلب بروید:

شکلک های محدثه

ادامه مطلب

طبقه بندی: تاریخ تحلیلی صدر اسلام،  آشنایی با شخصیت ها، 
برچسب ها: هرودوت، هرودوت پدر تاریخ، نخستین کتاب تاریخ جهان، نظر هرودوت در باره کورش پادشاه ایران، شرح متن کتاب تاریخ تحلیلی صدر اسلام فصل اول ص17،  

تاریخ : دوشنبه 23 اسفند 1395 | 11:33 ق.ظ | نویسنده : علی محمد بهزادی نژاد | نظرات
به نام خدا

نتیجه تصویری برای حقیقت روح
مسیر انتخابی 1:قسمت موضوعات وبلاگ:اندیشه اسلامی2،شرح متن کتاب اندیشه اسلامی2،فصل دوم، ص 67-مطلب:حقیقتی به نام روح،مقاله روح آدمی چیست؟
مسیر انتخابی 2:قسمت موضوعات وبلاگ:مقاله-مطلب:مقاله روح آدمی چیست؟
روح آدمی چیست،حقیقت آن کدام است و آیا دیدن آن ممکن است؟ اگر می خواهید پاسخ این سوالات را بیابید و در مورد روح بیشتر بدانید مقاله زیر را بخوانید:
شکلک های محدثه

ادامه مطلب

طبقه بندی: اندیشه اسلامی 2،  مقاله، 
برچسب ها: روح، حقیقتی به نام روح، روح آدمی چیست؟، امکان دیدن روح، روح مجرد است یا مادی؟،  

تاریخ : سه شنبه 17 اسفند 1395 | 09:18 ق.ظ | نویسنده : علی محمد بهزادی نژاد | نظرات
به نام خدا

نتیجه تصویری برای بچه تنبل کلاس
مسیر انتخابی :قسمت موضوعات وبلاگ:داستان-مطلب:سرگذشت یک بچه تنبل: خاطره امیر محمد نادری قشقایی
ﮐﻼﺱ ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ، شیراز ﺑﻮﺩﻡ ﺳﺎﻝ ١٣٤٠، ﻭﺳﻄﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ اصفهان یک ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ. ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ، ﻟﻬﺠﻪ ﻏﻠﯿﻆ ترکی قشقایی، ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯼ ﻏﺮﯾﺐ. ﻣﺎ ﮐﺘﺎﺑﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍ اناﺭ ﺑﻮﺩ. ﻭﻟﯽ اصفهان ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ. معضلی ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ، ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ.
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺒﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺩﺭﺳﮑﯽ ﻣﯿﺨﻮاﻧﺪﻡ.
ﺗﻮ اصفهان ﺷﺪﻡ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ. خانم ﻣﻌﻠﻢ ﭘﯿﺮ ﻭ بی حوﺻﻠﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺩﺷﻤﻦ ﻗﺴﻢ ﺧﻮﺭﺩه ﻣﻦ! ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﺭﺱ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ می گفت : ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯼ ﺑﺸﯽ ﻓﻼﻧﯽ ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻣﻦ ﺑﯿﻨﻮﺍ ﺑﻮﺩﻡ.
ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻼﺱ ﺩﻭﻡ. ﺁﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﺨﺖ ﺑﺪ ﻣﻦ، ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ ﺷﺪ ﻣﻌﻠﻤﻤﺎﻥ. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﭼﻮﺑﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻭﺩ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﻢ!
ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻠﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ!
ﮐﻼﺱ ﺳﻮﻡ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺁﻣﺪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﺎﻥ. ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺧﻼﺻﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻼﺱ ﻣﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ. ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻧﺸﺴﺘﻢ. ﻣﯿﺪوﻧﺴﺘﻢ ﺟﺎی من ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ!
ﺩﺭﺱ ﺩﺍﺩ، ﻣﺸﻖ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺎﺭﯾﻦ.
ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ ﭼﯿﺴﺖ!
ﻓﺮﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪ، ﯾﮏ ﺧﻮﺩﻧﻮﯾﺲ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺳﺘﺶ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺸﻖ ﻫﺎ. ﻫﻤﮕﯽ ﺷﺎﺥ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩه ﺑﻮﺩﯾﻢ. ﺁﺧﻪ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮﻥ ﺭﺍ ﯾﺎ ﺧﻂ ﻣﯿﺰﺩﻥ ﯾﺎ ﭘﺎﺭه ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻥ، ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﻡ، ﺩﺳﺘﺎﻡ ﻣﯽ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﯽ ﺯﺩ.
ﺯﯾﺮ ﻫﺮ ﻣﺸﻘﯽ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ می ﻨﻮﺷﺖ. ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻪ؟
ﺑﺎ ﺧﻄﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻮﺷﺖ: ﻋﺎﻟﯽ!
ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﺷﺪه ﺑﻮﺩ. ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺭﺩ ﺷﺪ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﻓﺘﺮﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻣﻦ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺳﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﻢ.
ﺁﻥ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﯿﺴﺖ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺍﺩﻡ ﻧﻔﺮ ﺷﺸﻢ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻓﺘﻢ. ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺮﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩ.
ﭼﺮﺍ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭﯾﻎ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ؟ ﺑﻪ ﻭﯾﮋه ﻣﺎ ﭘﺪﺭﺍﻥ، ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ، ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ، ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻥ، ﻣﺮﺑﯿﺎﻥ، ﺭﺋﻴﺴﺎﻥ ﻭ...

ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ امیرمحمد نادری قشقایی - ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎسی ﻭ ﻋﻠﻮﻡ ﺗﺮبیتی ﺩﺍﻧﺸﮕﺎه ﻛﻨﺖ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ
نقل از سایت پندآموز



طبقه بندی: داستان، 
برچسب ها: سرگذشت یک بچه تنبل: خاطره امیر محمد نادری قشقایی، داستان، کلمات مثبت، تشویق، قابل توجه معلمان و مربیان،  

تاریخ : دوشنبه 2 اسفند 1395 | 12:39 ق.ظ | نویسنده : علی محمد بهزادی نژاد | نظرات
به نام خدا

نتیجه تصویری برای ملانصرالدین
مسیر انتخابی :قسمت موضوعات وبلاگ:داستان-مطلب:داستان خریدن کفش ملانصرالدین و پاپوش مناسب و راحت
ملانصرالدین برای خرید پاپوش نو راهی شهر شد. در راسته ی کفش فروشان انواع مختلفی از کفش ها وجود داشت که او می توانست هر کدام را که می خواهد انتخاب کند. فروشنده حتی چند جفت هم از انبار آورد تا ملا آزادی بیشتری برای تهیه کفش دلخواهش داشته باشد. ملا یکی یکی کفش ها را امتحان کرد، اما هیچ کدام را باب میلش نیافت. هر کدام را که می پوشید ایرادی بر آن وارد می کرد. بیش از ده جفت کفش دور و بر ملا چیده شده بود و فروشنده با صبر و حوصله ی هر چه تمام به کار خود ادامه می داد. ملا دیگر داشت از خریدن کفش ناامید می شد که ناگهان متوجه ی یک جفت کفش زیبا شد!
آنها را پوشید. دید کفش ها درست اندازه ی پایش هستند. چند قدمی در مغازه راه رفت و احساس رضایت کرد. بالاخره تصمیم خود را گرفت. می دانست که باید این کفشها را بخرد
از فروشنده پرسید: قیمت این یک جفت کفش چقدر است؟
فروشنده جواب داد: این کفش ها، قیمتی ندارند!
ملا گفت: چه طور چنین چیزی ممکن است، مرا مسخره می کنی؟
فروشنده گفت: ابدا، این کفش ها واقعا قیمتی ندارند، چون کفش های خودت است که هنگام وارد شدن به مغازه به پا داشتی!

این داستان زندگی اکثر ما انسان هاست، همیشه نگاه مان به دنیای بیرون است. ایده آل ها و زیبایی ها را در دنیای بیرون جست و جو می کنیم. خوشبختی و آرامش را از دیگران می خواهیم. فکر می کنیم مرغ همسایه غاز است. خود کم بینی و اغلب خود نابینی باعث می شود که خویشتن را به حساب نیاورده و هیچ شأنی برای خویش قائل نباشیم. ما چنان زندگی میکنیم که گویی همواره در انتظار چیز بهتری در آینده هستیم. در حالی که اغلب آرزو می کنیم ای کاش گذشته برگردد و بر آن که رفته حسرت می خوریم. پس تا امروز، دیروز نشده قدر بدانیم و برای آینده جای حسرت باقی نگذاریم.
منبع:سایت پندآموز



طبقه بندی: داستان، 
برچسب ها: داستان خریدن کفش ملانصرالدین و پاپوش مناسب و راحت، ملانصرالدین، داستان های پندآموز، خودکم بینی، آرامش،  

تاریخ : دوشنبه 2 اسفند 1395 | 12:18 ق.ظ | نویسنده : علی محمد بهزادی نژاد | نظرات
به نام خدا

نتیجه تصویری برای آشی برایت بپزم که یک وجب روغن رویش باشد.
مسیر انتخابی 1:قسمت موضوعات وبلاگ:انقلاب اسلامی ایران،شرح متن کتاب انقلاب اسلامی ایران،فصل سوم، ص 54-مطلب:ناصرالدین شاه،داستان مثل یک وجب روغن روی آش
مسیر انتخابی 2:قسمت موضوعات وبلاگ:داستان-مطلب:داستان مثل یک وجب روغن روی آش
حتما این ضرب المثل رو خیلی شنیدید:
«آشی برات بپزم که یک وجب روغن روش باشه.»اگه میخوای بدونی این ضرب المثل از کجا اومده داستان زیر رو که از سایت پندآموز گرفتم بخون:
ناصرالدین شاه سالی یک بار آش نذری می پخت و خودش در مراسم پختن آش حضور می یافت تا ثواب ببرد. رجال مملکت هم برای تهیه آش جمع می شدند و هر یک کاری انجام می دادند. خلاصه هر کس برای تملق وتقرب پیش ناصرالدین شاه مشغول کاری بود. خود شاه هم بالای ایوان می نشست و قلیان می کشید و از بالا نظاره گر کارها بود. سر آشپزباشی ناصرالدین شاه در پایان کار دستور می داد به در خانه هر یک از رجال کاسه آشی فرستاده می شد و او می بایست کاسه آن را از اشرفی پر کند و به دربار پس بفرستد
کسانی را که خیلی می خواستند تحویل بگیرند روی آش آنها روغن بیشتری می ریختند. پرواضح است آنکه کاسه کوچکی از دربار برایش فرستاده می شد کمتر ضرر می کرد و آن که مثلا یک قدح بزرگ آش که یک وجب روغن رویش ریخته شده دریافت می کرد حسابی بدبخت می شد.  به همین دلیل در طول سال اگر آشپزباشی با یکی از اعیان یا وزرا دعوایش می شد به او می گفت بسیار خوب بهت حالی می کنم دنیا دست کیه... آشی برایت بپزم که یک وجب روغن رویش باشد.
 



طبقه بندی: انقلاب اسلامی ایران،  داستان، 
برچسب ها: داستان مثل یک وجب روغن روی آش، داستان های آموزنده، ناصرالدین شاه، آش نذری، شرح متن کتاب انقلاب اسلامی ایران فصل سوم ص 54،  

تاریخ : یکشنبه 1 اسفند 1395 | 11:52 ب.ظ | نویسنده : علی محمد بهزادی نژاد | نظرات
به نام خدا
نتیجه تصویری برای اخبار غیبی حضرت علی

مسیر انتخابی :قسمت موضوعات وبلاگ:تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی،شرح متن کتاب تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی،بخش هفتم ص161-مطلب:پیش گویی امیرمؤمنان(ع) درباره حمله مغول به سرزمین های اسلامی!

پیش گویی امیرمؤمنان علی(ع) درباره حمله مغول به سرزمین های اسلامی در خطبه 128 نهج البلاغه

منبع:آیت الله ناصر مکارم شیرازی،کتاب پیام امام امیرالمومنین،جلد5،صص 365-359




http://s3.picofile.com/file/8286934068/پیش_گویی_امیرمؤمنان_علی_ع_درباره_حمله_مغول_به_سرزمین_های_اسلامی.pdf.html


دانلود فایل  مرتبط:







طبقه بندی: تاریخ فرهنگ وتمدن اسلامی، 
برچسب ها: پیش گویی امیرمؤمنان(ع) درباره حمله مغول به سرزمین های اسلامی!، نهج البلاغه، خطبه 128 نهج البلاغه، حمله مغولان به جهان اسلام، پیش گویی های حضرت علی(ع)،  

تاریخ : یکشنبه 1 اسفند 1395 | 02:53 ب.ظ | نویسنده : علی محمد بهزادی نژاد | نظرات
به نام خدا

نتیجه تصویری برای اندیشه سیاسی امام خمینی
مسیر انتخابی 1:قسمت موضوعات وبلاگ:اندیشه سیاسی امام خمینی،شرح متن کتاب اندیشه سیاسی امام خمینی،مقدمه ص 16-مطلب:اندیشه سیاسی امام خمینی،دانلود مقاله:تحلیل آماری و محتوایی سخنرانی‌های امام خمینی در سال‌های ۱۳۶۸ ـ ۱۳۴۱
مسیر انتخابی 2:قسمت موضوعات وبلاگ:مقاله-مطلب:دانلود مقاله:تحلیل آماری و محتوایی سخنرانی‌های امام خمینی در سال‌های ۱۳۶۸ ـ ۱۳۴۱
عنوان مقاله:
تحلیل آماری و محتوایی سخنرانی‌های امام خمینی در سال‌های ۱۳۶۸ ـ ۱۳۴۱
نویسندگان:
یحیی فوزی/ صابر حسن‌پور/ قدسی علیزاده سیلاب
منبع مقاله:سایت دانشگاه معارف اسلامی

ادامه مطلب

طبقه بندی: اندیشه سیاسی امام خمینی،  مقاله، 
برچسب ها: امام خمینی، صحیفه امام، سخنرانی‌های امام خمینی، اندیشه سیاسی امام خمینی، شرح متن کتاب اندیشه سیاسی امام خمینی مقدمه ص 16،  

تاریخ : یکشنبه 1 اسفند 1395 | 12:58 ب.ظ | نویسنده : علی محمد بهزادی نژاد | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • دانلودیوم